چند خاطره و یک اطلاعیه
دوشنبه, ۱ اسفند ۱۳۹۰، ۰۶:۱۱ ب.ظ
گوشه کوچکی از خاطراتم از اعضا داوطلب در فعالیتهای خانه علم برای حمایت از کودکان کار:
احساس کوچکی کردم در مقابل کسی که تصمیم داشت از زمان صرف ناهارش در محل کارش بگذرد و ساعتی را نیز مرخصی بگیرد و برای تدریس به خانه علم بیاید.
احساس کوچکی کردم در مقابل دانشجویی که وقتی بابت پیگیری پزشکی و جراحی یکی از دانش آموزان مان از او تشکر کردم ناراحت شد و گفت دیگر از او تشکر نکنم چون کاری غیر از وظیفه اش انجام نداده.
احساس کوچکی کردم در مقابل کسی که به پیوست ایمیل ارسال فرم عضویتش این جمله ها رو نوشته بود:
"می خواستم ببینم از کی میتونم فعالیتم رو شروع کنم، یعنی کی و کجا بیام و انشاله بتونم یه گره ی خیلی کوچیکی رو باز کنم."
احساس کوچکی کردم در مقابل کسی که وقتی از او برای انجام وظیفه دعوت کردم با ناراحتی بسیار و ابراز شرمندگی فراوان گفت که در بیمارستانی در یزد بستری است وگرنه حتما میامد هیچ چیز جلودارش نبود.
احساس کوچکی کردم در مقابل خانم شاغلی که چند روز پیش برای آشنایی از نزدیک به خانه علم آمده بود و حالا اصرار داشت وظیفه ای تا شبها که در خانه است انجام دهد به اومحول کنیم.
احساس کوچکی کردم در مقابل کسانی که شبانه روزی و خستگی ناپذیر وقت صرف خدمت به این کودکان میکنند.
احساس کوچکی کردم در مقابل کسی که با شنیدن نیاز به اهدای خون یکی از اعضا بی مقدمه خواست که هر زمانی نیاز بود حتما او را با خبر کنم.
شنیدم که کسی گفت نسل این انسانها از بین رفته ،سیاهی، شهر را در خود بلعیده ،قصه این انسانها زیر خروارها خاک فراموش شده... ولی من انسانهایی را دیدم که خورشید بودند و نورافشانی میکردند،دریا بودند سرشار از انسانیت... قدمهای همه یشان را میبوسم و سرمه چشم میکنم.
---
اطلاعیه:
به منظور فعالیت هرچه بهتر واحد نیروی انسانی و نیز سایر واحدهای خانه علم دروازه غار به یک دستگاه کامپیوتر قابل حمل نیاز داریم. کسانی که مایل به اهدای لب تاپ به خانه علم دروازه غار هستند لطفا با شماره تلفن 09393381135 و یا 09396007178 تماس حاصل فرمایند.
---
با تشکر؛ واحد نیروی انسانی خانه علم دروازه غار
احساس کوچکی کردم در مقابل کسی که تصمیم داشت از زمان صرف ناهارش در محل کارش بگذرد و ساعتی را نیز مرخصی بگیرد و برای تدریس به خانه علم بیاید.
احساس کوچکی کردم در مقابل دانشجویی که وقتی بابت پیگیری پزشکی و جراحی یکی از دانش آموزان مان از او تشکر کردم ناراحت شد و گفت دیگر از او تشکر نکنم چون کاری غیر از وظیفه اش انجام نداده.
احساس کوچکی کردم در مقابل کسی که به پیوست ایمیل ارسال فرم عضویتش این جمله ها رو نوشته بود:
"می خواستم ببینم از کی میتونم فعالیتم رو شروع کنم، یعنی کی و کجا بیام و انشاله بتونم یه گره ی خیلی کوچیکی رو باز کنم."
احساس کوچکی کردم در مقابل کسی که وقتی از او برای انجام وظیفه دعوت کردم با ناراحتی بسیار و ابراز شرمندگی فراوان گفت که در بیمارستانی در یزد بستری است وگرنه حتما میامد هیچ چیز جلودارش نبود.
احساس کوچکی کردم در مقابل خانم شاغلی که چند روز پیش برای آشنایی از نزدیک به خانه علم آمده بود و حالا اصرار داشت وظیفه ای تا شبها که در خانه است انجام دهد به اومحول کنیم.
احساس کوچکی کردم در مقابل کسانی که شبانه روزی و خستگی ناپذیر وقت صرف خدمت به این کودکان میکنند.
احساس کوچکی کردم در مقابل کسی که با شنیدن نیاز به اهدای خون یکی از اعضا بی مقدمه خواست که هر زمانی نیاز بود حتما او را با خبر کنم.
شنیدم که کسی گفت نسل این انسانها از بین رفته ،سیاهی، شهر را در خود بلعیده ،قصه این انسانها زیر خروارها خاک فراموش شده... ولی من انسانهایی را دیدم که خورشید بودند و نورافشانی میکردند،دریا بودند سرشار از انسانیت... قدمهای همه یشان را میبوسم و سرمه چشم میکنم.
---
اطلاعیه:
به منظور فعالیت هرچه بهتر واحد نیروی انسانی و نیز سایر واحدهای خانه علم دروازه غار به یک دستگاه کامپیوتر قابل حمل نیاز داریم. کسانی که مایل به اهدای لب تاپ به خانه علم دروازه غار هستند لطفا با شماره تلفن 09393381135 و یا 09396007178 تماس حاصل فرمایند.
---
با تشکر؛ واحد نیروی انسانی خانه علم دروازه غار