وقتی از رویاهایشان حرف میزنند...
سه شنبه, ۲۵ مهر ۱۳۹۱، ۰۶:۴۶ ق.ظ
وقتی از رویاهایشان حرف میزنند، میگویند که دوست دارند خواندن و نوشتن یاد بگیرند، دوست دارند دکتر شوند یا خلبان... صبح مدرسه بروند و ظهر از راه نرسیده، مشقهای فردا را آماده کنند. اما در رویاهایشان جایی برای کیف نو، مدادگلی، تراش و لیوان قر
بان صدقههای مادر جلوی در مدرسه نیست. آنها هیچ چیز از جشن شکوفهها نمیدانند و هیچ کس برای ثبت نامشان در مدرسه ذوق و شوق نداشته است.
با سپاس از زهره شریفی از اعضای خانه علم دروازه غار
این مقاله در تاریخ 1 مهرماه توسط خبرگزاری مهر منتشر شده است.
با سپاس از زهره شریفی از اعضای خانه علم دروازه غار
این مقاله در تاریخ 1 مهرماه توسط خبرگزاری مهر منتشر شده است.
- ۹۱/۰۷/۲۵