وبسایت خبری جمعیت امام علی(ع)

اخبار و گزارش‌ها و تصاویر طرح‌های جمعیت امام دانشجویی مردمی امام علی(ع)

وبسایت خبری جمعیت امام علی(ع)

اخبار و گزارش‌ها و تصاویر طرح‌های جمعیت امام دانشجویی مردمی امام علی(ع)

داشت با تلفن حرف میزد صداش به گوش می رسید... با برادراش که توی کانون اصلاح و تربیت روزگار میگذرونه حرف میزد. میگفت مدرسه ام... خونه علم رو اینجوری توصیف میکرد...
از احوالش به برادر میگفت: میرم سر کار، میام خونه علم برای شطرنج... میخوام برم تیم ملی...
آخ که چقدر که پر از امیدی، چقدر ایمان داری به راهت...
آره پسرک، ما همگی باور داریم که تو یه روز از همین روزا قهرمان شطرنج میشی...
روزی رو به خاطره ام آوردی که بهم گفتی منو 4 ماه دیگه تلویزیون نشون میده.
و همچنان از اوضاع به برادر میگفت... از مادر... میگفت مامان میخواد از شنبه ترک کنه.
به خودم گفتم کاش این شنبه زودتر بیآد.

تو درس بزرگی به ما دادی... و چقدر ما کوچیک و ناتوانیم در مقابل تو...
تو شدی معلم ما و استقامت رو برامون معنی کردی... تو با تمام کوچک بودنت درس بزرگی به ما دادی. به ما آموختی که آرزوهای بزرگ دست یافتنی هستند، فقط یه کمی ایمان لازمه.
---
الناز؛ از اعضای خونه علم دروازه غار


  • محمد هنرمند

نظرات  (۲)

  • محمد گائینی
  • درووود بر شما
    خدا قوت
    پر توان و پر انرژی باشید در این هدف بزرگ
    حقا که "معین" درست مثل اسمش "یار ومددکار" ماست. کودکی با روح بزرگش داره مارو در طی کردن راه حقیقت یاری میرسونه
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی