وبسایت خبری جمعیت امام علی(ع)

اخبار و گزارش‌ها و تصاویر طرح‌های جمعیت امام دانشجویی مردمی امام علی(ع)

وبسایت خبری جمعیت امام علی(ع)

اخبار و گزارش‌ها و تصاویر طرح‌های جمعیت امام دانشجویی مردمی امام علی(ع)

Unknown

جمعه, ۴ اسفند ۱۳۹۱، ۰۸:۲۷ ق.ظ

خاطرات تلخ و شیرین ما - نازی کوچولو، معلمی به بزرگی یک پیامبر
---
وقتی وارد خونه علم شدم خوشحال بودم که میتونم کاری کنم و مفید باشم ، میتونم حتی خیلی کم چیزی به بچه ها یاد بدم ، اما هیچ وقت فکر نمیکردم جای ما عوض بشه و اونها معلمم بشن.
هر روز که میگذره یه درس تازه میگیرم . 
یادمه یه روز نازی تو کلاس کار آفرینی رنگش تموم شد به دو تا از دوستاش گفت تا بهش رنگ بدن ، دوستاش بهش گفتن الان معلم برات رنگ میاره ولی نازی اصرار داشت که تا معلم بیاد اونها بهش رنگ بدن ، من بهش گفتم نازی جان صبر کن الان معلمت برات رنگ میاره و دوستاشم بهش گفتن که صبر کنه تا معلمش رنگ بیاره ، اما نازی ناراحت شد ،همین موقع معلمش اومد و رنگاش رو بهش داد ، چند دقیقه بعد رنگ دوستاش تموم شد و از من رنگ خواستن تا خواستم برم براشون رنگ بریزم ، نازی که هنوز اخماش تو هم بود رو کرد به دوستاش و گفت بیاین از رنگای من بردارین . اینجا بود که واقعا از خودم خجالت کشیدم .
نازی کوچولو جدا به من یه درس بزرگ داد، بخشش و مهربونی.
---
شراره؛ از اعضای خانه علم دروازه غار

  • محمد هنرمند

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی