وبسایت خبری جمعیت امام علی(ع)

اخبار و گزارش‌ها و تصاویر طرح‌های جمعیت امام دانشجویی مردمی امام علی(ع)

وبسایت خبری جمعیت امام علی(ع)

اخبار و گزارش‌ها و تصاویر طرح‌های جمعیت امام دانشجویی مردمی امام علی(ع)

خاطرات تلخ و شیرین ما - نخستین روز

سه شنبه, ۱۵ اسفند ۱۳۹۱، ۰۲:۲۲ ب.ظ


اوایل شروع کارمه.
امروز شاگردم نیومده و پرویز هم معلم نداره و من به جاش رفتم سر کلاس...
پرویز همش میپرسه معلم خودش چرا نمیاد؟!
وسط کلاس برای بچه ها میوه آوردند. پرویز همش میگه خاله تو هم بردار. باید بخوری...!!!
داشتم به یه خاله ی دیگه میگفتم: «پاهام سرده و یخ کردم.» بلافاصله پرویز بلند شد و رفت برام بخاری برقی آورد گذاشت پایین پاهام...!!!
کم آوردم... خیلی زیاد...
این بچه ها پر از عشق و محبت اند و من حالا می فهمم هر چقدر هم بهشون محبت کنم و عشق بورزم یک قطره ام تو یک دریا . . . . . . .
من خدا را در نگاه آنهایی دیدم که خود نیازمند محبت بودند اما باز محبت کردند...
مرد کوچک دوستت دارم...


  • محمد هنرمند

نظرات  (۱)

زیبا و تاثیرگذار بود... به امید روزی که این بچه ها به حقشون برسن..
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی